کمی صادقانه تر

یادداشت های سید محمد مهدی حسینی پارسا

آقا مصطفی ارادت...

دوشنبه ۳ بهمن ۱۳۹۰ 21:47
چرا که نه مصطفی جان؟  چرا که نه عزیزم، چرا که نه عزیزی که هرگز ندیدمت...

چرا که نه، چرا پسر کوچولویت به من نگوید عمو؟  من ، ما ، همه ما مگر عموی علیرضای تو نیستیم؟

قربات قدت!  قربان قدی که بعد از رفتنت 10 - 15 سانتی کوتاه شده بود...

علیرضای تو، بعید می دانم که میلیون ها عمو نداشته باشد.

برچسب‌ها: مصطفی احمدی روشن , انرژی هسته ای
حسینی پارسا

داغی که سرد نمی شود...

چهارشنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۰ 13:19

دهم آذرماه امسال بود، پشت قطعه ی اصحاب رسانه ی بهشت زهرا (س) با محمد رضای حسینیان قدم می زدیم...  زیر صدای گپ و گفتمان صدای ناله هایی بود از نای مادرانی متعلق به شهدای پرواز سی 130...

محمد رضا گفت، این داغ چیست که بعد از شش سال هنوز به سردی نرفته؟   گفتم:

عرب رسمی دارد، وقتی از قبیله ای یا خانواده ای کسی کشته می شود،  تا انتقام خون گرفته نشود،  بیرقی سرخ رنگ بر سر در آن خانه برافراشته می کنند...

حکایت این جماعت هم؛  همچین چیزی  است با این فرق که اینها بدنبال انتقام نیستند، بلکه دلشان سوخته از این که هیج کس، با وجود اشتباهات مشهود، نگفت ببخشید...  می فهمید که؟  این حرف من نیست،  حرف بازماندگان رفقای پرنده ی ماست...

امسال بخاطر تقارن 15 آذر با عاشورای حسینی، آئین سال یاد شهدای پرواز سی 130 ظهر روز دهم برگزار شد.  یادشان گرامی،  خاطرشان پایدار...


برچسب‌ها: پرواز سی 130 , سقوط هواپیمای خبرنگاران , هزاره ی طلوع
حسینی پارسا

فکر ایام گذشته برای چون منی که روزگاران گذشته اش را صرف آرمانهایی کرده که شاید حالا، شاید همان موقعه ها هم کسی برایش تره هم خورد نمی کرده است، فکریست همراه با نوعی خاطرات غمین و دردناک و شیرین...  شاید چیزی شبیه به احساس خارش...

امروز جایی بودم که در آن دوستان مشترکی هم بودند...  بودند و انگار که برخی شان فقط آمده بودند که باشند...

ای داد بیداد از روزگار گذار و گذر... روزگاری که فراز و نشیب هایش به انگار زلزله ای چند ریشتری روی سکه ی آدم ها را جفت جفت، تغییر میدهد...

آدم می ماند و روبرویی متفاوت، آدم می ماند و گذشته ای که از قضای روزگار نمی شود کاریش کرد و این می شود دمب خروسی که بـــــــــد قوقولی قوقو می کند!

ای کاش می شد پلی پیدا کرد به روزگاری نو...  روزگاری برای ره یافتن به دیاری روشن... دیاری بی خروس!

حسینی پارسا

عید ولایت گوارای وجود...

سه شنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۰ 0:53

سالروز آغاز امامت حضرت امیر مومنان علی (ع) بر شما عزیزان مبارک،  گوارای وجود...

یاعلی


حسینی پارسا

مرگ مظلومانه ی یک جنایتکار!

شنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۰ 13:48

چند روز پیش که سر شب و به یکباره رسانه ی ملی مان! تصاویر دردناک و مشمئز کننده ی قتل قضافی دیکتاتور جنایتکار لیبی را پخش کرد،  بشدت منقلب شدم!  آنقدری که خودم هم تعجب کردم که چرا برای مرگ چنین جنایتکاری اینچنین حالم بد شده است!

شک ندارم اسباب حکومت مردی شبه دیوانه همچون قضافی بر لیبی را نمونه هایی از همین احمقها ایجاد کردند که حالا او را در اوج زبونی و خفت در اسارت و به نامردی کشتند...

آیا اینها می خواهند بر آینده ی یک ملت حکومت کنند؟   وحشتناک است...

حسینی پارسا
گاهی پیش می آید که می خواهیم زبان سایتمان فارسی باشد اما تاریخ آن به میلادی نمایش داده شود! چرا؟ خب گاهی ممکن است از جوملا برای سایتی استفاده شود که مخاطبین آن اگر چه فارسی زبانند اما در خارج از ایران زندگی می کنند و تاریخ را به میلادی استفاده می کنند!

اما جوملا پارامتری برای تغییر نوع تاریخ مهیا نکرده است!

در جوملا 1.5 این تغییر کار سختی نیست و با ویرایش نام فایل: fa-IR.date در مسیر language> fa-IR این کار براحتی صورت می گیرد، اما در جوملا 1.7 ماجرا متفاوت تره!

یه 40 دقیقه ای طول کشید تا پچ های مربوطه رو آماده کنم!

1- تغییر تاریخ به میلادی

برای تغییر تاریخ شمسی به میلادی بدون تغییر زیان پچ زیر رو دانلود و در روت جوملای خود بازنشانی کنید و اجازه دهید روی فایل های قبلی نوشته شود.


دانلود

2- بازگشت تاریخ به شمسی

در صورتی که از پچ بالا استفاده کردید برای بازگشت به تاریخ شمسی پچ زیر رو دانلود و در روت جوملای خود بازنشانی کنید و اجازه دهید روی فایل های قبلی نوشته شود.


دانلود


توجه:
- بازنشر افزونه ها با ذکر عنوان "حسینی پارسا - گروه تکاپو و نشانی سایت Takapouco.com یا myu.ir " به عنوان ناشر بلامانع است.


حسینی پارسا
بیوگرافی
چرا دلم نكند تب؟
زمان زمان عجيبي ست!
نفس نمانده به كامم، هوا هواي غريبي ست!
چه رسم عاشقي است اين انتظار مجازي!
تعارفات زباني ، حسابهاي رياضي!
چرا دلم نزند لك؟ ، سايه ها كه دو رنگند!
عشقها که دروغين ، دشنه اند و تفنگند!
آدمان نه آدم ، دوستان نه تب دار!
مشق هاي نه مشتاق ، قلب ها همه بيمار
چرا دلم نكند تب؟
زمانه خانه ي جنگ است
ماندنم ننگ است
نشان ، نشانه ي گندم
بيا دلم تنگ است...
بيا دلم تنگ است...

پارسا، 18 فروردین 87
کدهای وبلاگ

پیشنهاد من برای میزبانی جوملا: